تبلیغات
پایگاه اینترنتی پلاک گمشده - وظایف متظران در زمان غیبت (2)
 
بزرگ مرد تاریخ
 
موضوعات
Category
ابر برچسب ها
Tags

مقام معظم رهبری
 
دوستان
Friends
آرشیو
Archive
آمار سایت
stats
نظر سنجی
poll
  • طراحی این وبلاگ را در چه سطحی می بینید؟





  • تبلیغات
     

     

    وظایف منتظران در زمان غیبت


    انتظار

    مطابق بسیاری از آیات قرآن كریم و روایات فراوانی كه از ائمة معصومین(علیهم‌السلام) رسیده است بشر در طول دوران زندگی فردی و اجتماعی خود، مرهون نعمت انتظار است، و اگر از حالت انتظار خارج شود و امیدی به آینده نداشته باشد، زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت.


    آنچه انسان را به زندگی امیدوار می‌سازد و نگرانی‌ها و ناراحتی‌ها را برای او آسان می‌نماید، انتظار و امید به آینده است. آدمی در پرتو همین انتظار، رنج‌ها و گرفتاری‌ها را تحمل می‌كند و با كشتی امید و آرزو در دریای متلاطم و طوفان زای زندگی به سیر خود ادامه می‌دهد. بنابراین، اگر امید از انسان گرفته شود و انتظار از جامعه رخت بربندد، ادامة حیات و زندگی برای بشر، بی‌روح و بی‌لذت و بی‌معنا خواهد بود، این انتظار است كه به زندگی صفا و جلا می‌‌بخشد و زندگی را برای آدمی لذت بخش می‌كند و او را به حركت و جنبش وا می‌دارد و دلش را به ادامة زندگی، علاقه‌مند می‌سازد.



    نكته قابل توجه این است كه بر هر فرد مسلمان و هر كس كه بخواهد با روح تعالیم متعالی اسلام و حقیقت برنامه‌های تربیتی این مكتب انسان‌ساز آشنا شود، قبل از هر چیز، درك صحیح و شناخت درست مفاهیم واقعی واژه‌ها و اصطلاحات اسلامی لازم و ضروری است.
    یكی از واژه‌هایی كه باید با تأمل و دقت زیاد به آن پرداخته شود واژة انتظار ا ست كه مربوط به ظهور آخرین حجت خداوند و مصلح آخرالزمان حضرت مهدی(علیه‌السلام) است.


    اینك برای شناخت كامل انتظار، نخست دربارة معنا و مفهوم كلمة انتظار از نظر لغت و مذهب بحث می‌كنیم، سپس دربارة انتظار فرج در اسلام و قرآن سخن می‌گوییم. به بررسی وظایف منتظران در عصر غیبت می‌پردازیم.


    انتظار در لغت

    انتظار در لغت، به معنای چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعی امید به آینده داشتن است؛ آینده‌ای زیبا و روشن و سرشار از صفا، آرامش و امنیت. .


    انتظار در اصطلاح


    انتظار كیفیتی روحی است كه موجب به وجود آمدن آمادگی برای ظهور و درك منتظَر می‌شود، و ضد آن یأس و ناامیدی است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی نیز بیشتر است؛ و گاه حالت انتظار به پایه‌ای می رسد كه خواب را از چشم می‌رباید، و هر چه عشق به منتظَر افزون باشد آمادگی برای آمدن او نیز افزون می‌گردد و فراق دردناك می‌شود تا جایی كه منتظِر به چیزی جز منتظَر نمی‌اندیشد، و تمام آمال و آرزوهایش را در آیینه وصال او به تماشا می‌نشیند. از این رو و همة درد‌ها و سختی‌ها و مشكلات را در راه رسیدن به او تحمل می‌كند.


    انتظار ، امید به آینده ای نوید بخش

    از نظر مذهب، انتظار حالتی است كه از تركیب ایمان به خدا و اعتقاد كامل و راسخ به مبانی دین و اشتیاق و علاقه به ظهور رهبری الهی و آسمانی ـ كه بتواند با مدد خداوند، مردمان جهان را تحت فرمان یك آیین درآورد و ستمگران را سر جای خود بنشاند و آیین توحید و یكتاپرستی را رواج دهد و حكومت قسط و عدل را در تمام زمین برقرار نماید ـ به وجود می‌آید و در درون آدمی شعله می‌كشد و آمال و آرزوهای انسانی و رفتار فردی و اجتماعی وی را دگرگون می‌كند.


    انتظار از نظر دین و مذهب، به معنای امید و آرزو است؛ امید به آینده‌ای نوید بخش و سعادت آفرین، امید به آینده‌ای كه در آن جهانیان از مفاسد و بدبختی‌ها رهایی یافته، و بشر راه خیر و صلاح را در پیش گیرد و دنیا در پرتو تحقق عدل الهی، مدینة فاضله‌ای گردد.
    این معنای انتظار فرج از نظر دین است كه در حقیقت به معنی چشم به راهی برای تحقق حق و عدل و پیروزی دین و برقراری نظام عدل الهی، می‌باشد.
    بر این اساس، شكی نیست كه انتظار فرج، میل فطری همة انسان‌ها و خواستة مشترك تمامی ملل و ادیان دنیاست و زمان و مكان نمی‌شناسد و به قوم و گروهی اختصاص ندارد.



    اعتقاد به قیام یك منجی در آخرالزمان كه زمین را پر از عدل و داد می‌كند و به طور معجزه آسا ظلم و جور را ریشه كن می‌سازد پایه ایمان را مستحكم می‌كند و نهال امید را در دل بارور می‌رویاند.
    این عقیده، یكی از آرزوهای مهم و دیرین بشر است و جای هیچ شگفتی نیست اگر می‌بینیم كه در هر زمان، انسان، امیدوار به آینده‌ای بهتر بوده است. عامل عمده اعتقاد به ظهور منجی در آخرالزمان ایمان است. این ایمان عاملی بسیار قوی و نیرومند است كه با وجود آن انسان هرگز با سختی‌های روزگار و تراكم ناملایمات و گرفتاری‌های زندگی، روحیه خود را نمی‌بازد و امید نجات و رستگاری را از دست نمی‌دهد. برای این كه این موضوع بهتر روشن شود به بحث و بررسی انتظار فرج در اسلام و مذهب تشیع می‌پردازیم:


    انتظار فرج در اسلام

    انتظار فرج در اسلام و به ویژه در مذهب تشیع، عبارت است از ایمان استوار به امامت و ولایت حضرت ولی عصر(علیه‌السلام) و امید به ظهور آن آخرین ذخیره الهی و آرزوی فرا رسیدن روزگار رهایی مستضعفان از چنگال مستكبران، و تمام شدن دوران ظلم و ستم طاغوتیان، و پیروزی نهایی مؤمنان، و آغاز حكومت صالحان، تا پایان جهان است. كه این انتظار دربردارنده تمامی مبانی اعتقادی اسلام است.


    انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعی آمادگی است. آمادگی برای پاك شدن، پاك زیستن و دور ماندن از زشتی‌ها و آمادگی برای حركتی مستمر و دائم، با تلاش و كوششی پی‌گیر و خستگی ناپذیر توأم با خود سازی در مرحله اول و دگر سازی در مراحل بعدی و سرانجام آمادگی برای شركت در انقلاب جهانی حضرت مهدی(علیه‌السلام) كه آغاز آن ظهور حضرت و فرجام آن، شكست تاریكی‌ها و ظلم‌هاست و نتیجه آن، برپایی حكومت عدل الهی و تحقق قول و پیمان خداوند به عزت بخشی مؤمنان است.


    پس از روشن شدن اهمیت انتظار در زندگی بشر، به بررسی انتظار فرج در آیات و روایات می‌پردازیم تا مفهوم صحیح آن را دریابیم.
    حال برای روشن شدن مطلب به سراغ متون اصیل اسلامی و روایات پیشوایان معصوم(علیهم‌السلام)می‌رویم و لحن گوناگون آیات و روایاتی را كه از ائمه معصومین(علیهم‌ السلام) درباره مسأله انتظار و ارزش و اهمیت این عقیده اصیل رسیده است، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

    وظایف شیعیان در عصر غیبت امام عصر -علیه السلام-


    1-دوری از فتنه‌ها و شبهه‌های كفرآمیز

    خداوند می‌فرماید:

    «وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللّهِ یُكَفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْكَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا؛


    و خداوند [این حكم را] در قرآن بر شما نازل كرده است كه هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انكار و استهزا می‌كنند، با آن‌ها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازد؛ وگرنه شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و كافران را یكجا در دوزخ جمع می‌كند» .


    این آیه می‌فرماید: شما چطور می‌خواهید با دشمنان خدا رابطه برقرار كنید با این كه خداوند در قرآن آورده است كه اگر دیدید یا شنیدید كسانی به آیات الاهی اهانت می‌كنند و امور مقدس دینی را به مسخره می‌گیرند، تا وقتی كه مشغول استهزای معارف دینی هستند، شما حق ندارید در مجالسشان بنشینید و به سخن آن‌ها گوش كنید.

    اگر سخنرانی در جلسه‌ای، معارف اسلامی را استهزا می‌كند، فرد مسلمان حق ندارد در آن‌جا بنشیند؛ زیرا اگر در چنین مجلسی شركت كردید و به سخن آن‌ها گوش دادید، شما نیز مانند آن‌ها خواهید بود؛ یعنی شما نیز ایمانتان را از دست می‌دهید. این كه اهانت بشنوید و سكوت كنید، به معنای تأیید اهانت است. بعد می‌فرماید: منافقانی كه با كافران ارتباط برقرار می‌كنند و در مقابل اهانت‌های آنان به دین سكوت می‌كنند، مثل آن‌ها كافر خواهند بود. و خداوند منافقان و كافران را یكجا در جهنم گرد خواهد آورد.

    آیا می‌دانید نقطه آغاز نفاق و كفر كجا است؟! نقطه آغاز كفر، شنیدن سخن كفر‌آمیز است. این كه دنیا اصرار دارد سخنان كفرآمیز شایع شود، برای این است كه اگر حرفی ده‌ها بار گفته شد؛ در روزنامه‌ها نوشته، و در فیلم‌ها نمایش داده شد، كم كم قبح آن می‌ریزد و عادی می‌شود. آن وقت شما تعجب می‌كنید كه شخصی در یكی از پست‌های حساس كشور بگوید: ما به آن دینی كه آزادی را تضمین نكند، مرتدیم.

    آزادی را نیز این گونه تفسیر كرده‌اند كه مردم آزاد باشند تا هرگاه خواستند نظامی اسلامی را براندازند، هیچ تنشی در جامعه ایجاد نشود. اگر اسلام این آزادی را تأمین كند، قبولش داریم وگرنه به چنین دینی مرتدیم! معنای این سخن این است كه اگر اسلام اجازه دهد ریشه خودش را بكنند، به آن ایمان داریم؛ اما اسلامی را كه در آن بگویند: شما حق ندارید نظام اسلامی را براندازید، و احكام اسلامی را تعطیل كنید، قبول نداریم و به آن مرتدیم؛ چون چنین دینی، آزادی را تأمین نمی‌كند.

    كسانی در لباس روحانی گفته‌اند: حكم قطع دست سارق، حكمی بازدارنده است و اگر بتوانید از راه دیگری جلو دزد را بگیرید، دیگر نباید دست دزد را ببرید. این حرف یعنی خط قرمز روی احكام ضرور و نص قرآن، فاصله بین كفر و ایمان چه ناچیز است: یصبح الرجل مؤمناً و یمسی كافرا.

    امروز، ضروریات اسلام در نشریات پر تیراژ، در كتاب‌ها و در سخنرانی‌ها با صراحت انكار می‌شود و نفس كشی در نمی‌آید. این بیش‌تر رنج‌آور است.
    این كفر و نفاق از كجا پدید می‌آید؟ از شنیدن سخنان كفرآمیز و مسخره‌آمیز درباره آیات الاهی: إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللّهِ یُكَفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ .

    اگر اجازه دهید حرف‌های كفرآمیز به گوشتان وارد شود، كم كم اثر می‌كند و به تدریج قبح آن می‌ریزد. هنگامی كه زشتی این شبهه‌ها از بین برود، كسانی جرأت خواهند كرد بگویند: دموكراسی باید به جایی برسد كه مردم آزاد باشند تا هر وقت اراده كردند بتوانند حكومت خویش را عوض كنند؛ هر چند آن حكومت، اسلامی باشد.


    2-اعلان بیزاری و دشمنی

    سوره ممتحنه این گونه آغاز می‌شود:

    «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاكُمْ؛



    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آن‌ها اظهار محبت می‌كنید؛ در حالی كه آن‌ها به آن چه از حق برای شما آمده، كافر شده‌اند و رسول الله و شما را از شهر و دیارتان بیرون می‌رانند» .


    این آیه، خطاب به مؤمنان می‌فرماید: ای مؤمنان اگر واقعا به خدا و روز قیامت ایمان دارید، با دشمنان خدا رابطه دوستی برقرار نكنید. شما به آن‌ها اظهار محبت می‌كنید و ارتباط سری با آن‌ها برقرار می‌سازید؛ ولی آن‌ها از این رفتار شما سوءاستفاده می‌كنند و آینده جامعه اسلامی را به خطر می‌اندازند. از آن‌ها فریب نخورید. مقابل آن‌ها بایستید و با صراحت بگویید كه ما با شما دشمن هستیم و تا از خوی استكباریتان دست بر ندارید، هرگز با شما آشتی نخواهیم كرد.

    ادامه آیات، ما را به اسوه پذیری از حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرا می‌خواند:

    «قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ؛

    ]برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و كسانی كه با او بودند، وجود دارد. هنگامی كه به قوم [مشرك] خود گفتند: «ما از شما و آن چه غیر از خدا می‌پرستید، بیزاریم، ما به شما كافریم، و میان ما و شما دشمنی همیشگی آشكار شده است تا آن زمان كه به خدای یگانه ایمان بیاورید» .



    این آیه می‌فرماید: ای مسلمانان! از ابراهیم یاد بگیرید. ابراهیم همراه آن چند نفری كه به او ایمان آورده بودند، رویاروی كشوری بت پرست و قدرت اهریمنی نمرود ایستادند و صاف و صریح گفتند كه ما چند نفر، از شما بیزاریم. یك اقلیت پنج ـ شش نفری، در برابر جمعیت چند میلیونی بابل كه از عظیم‌ترین و پیشرفته‌ترین كشورهای دنیا در آن زمان بود و در مقابل نمرود كه ادعای خدایی می‌كرد، ایستادند. این كار، كار راحتی نبود. ایستادند و گفتند: ما همین اقلیت ضعیف، از شما و معبودها و بت‌هایتان بیزاریم.

    ::  پیوست شده به موضوع : وظایف متظران در زمان غیبت (2)
    توسط ریحانه دانشور در جمعه 10 شهریور 1391  ::  نظرات  ,