تبلیغات
پایگاه اینترنتی پلاک گمشده - شگفتی های آفرینش (قسمت 1)
 
بزرگ مرد تاریخ
 
موضوعات
Category
ابر برچسب ها
Tags

مقام معظم رهبری
 
دوستان
Friends
آرشیو
Archive
آمار سایت
stats
نظر سنجی
poll
  • طراحی این وبلاگ را در چه سطحی می بینید؟





  • تبلیغات
     

     

    آیا می دانید که استخوانهای پرندگان،میان تهی است وهوا،در درون آنها جا دارد؟چرا؟برای آنکه وزن آنها سبکتر گردد،وپرواز درهوا،برای آنها آسانتر باشد. در حدود دویست سال است که بشر خردمندوهشیار،به بالون پی برده است...

                

    در این مقاله قصد داریم شگفتی های آفرینش(قسمت اول) را برای شما بیان کنیم.ابتدا چند مورد را ذکر میکنیم، سپس از کتاب توحید مفضل مطالب کامل تری را به شما نشان میدهیم تا به وجود خداوند بیش از پیش پی ببریم...

    شب پره و رادار

    شب پره که در عربی خفاشش نامند، نور چشمش بسیار ضعیف میباشد ولی در تاریکی شب، بدون برخورد با مانع، به هر طرفی که بخواهد پرواز میکند. مانند کبوتر در پرتو آفتاب. ضعف نور چشم شب پره، اقتضا دارد که این پرنده در سیاهی شب، دست به عصا پرواز کند. ولی چنین نیست.


    وی بی عصا به هر سو که بخواهد میپرد. اگر شب پره را در فضای تاریکی قرار بدهیم که چندین رشته سیم، از جهات مختلف آن کشیده شده باشد، بطوریکه آن فضا پر از مانع برای پرواز آزاد باشد، شب پره در همانجا با سرعتی هر چه تمامتر بدون آنکه کوچکترین تماسی با سیم ها پیدا کند، پرواز میکند. چرا؟ چون شب پره دارای رادار میباشد. رادار، یکی از عالیترین اختراعات بشری است. و نشانه رشد علمی و تکامل فکری بشر میباشد. رادار، نزدیک شدن ساحل را به کشتی خبر میدهد. رادار، نزدیک شدن کشتیها را به یکدیگر خبر میدهد. رادار، نزدیک شدن کوههای یخ را به کشتیها خبر میدهد. رادار، نزدیک شدن هواپیما را به مرز، خبر میدهد. رادار، امواج ماوراء صوت را به فضا میفرستد. آنها همه جا پیش میروند. همانکه به مانعی برخوردند، به سرعت به سوی مبداء باز میگردند. شب پره در هر ثانیه ای 30 تا 60 مرتبه امواج ماوراء صوتی از خود، بیرون میفرستد، و از وجود موانع از هر طرفی آگاه میشود. شب پره این امواج را با حنجره ی بزرگ خود ایجاد کرده و از راه سوراخهای بینی بیرون میفرستد. و بوسیله ی گوشهایش که ساختمانی فوق العاده دارد، انعکاس امواج را ضبط میکند چنانچه اگر گوشهایش را بردارند، نمیتواند در تاریکی بدون برخورد به مانع پرواز کند. آیا راداری که در شب پره موجود است خودش آن را ساخته است؟هرگز. آیا جانور دیگری برایش ساخته است؟ هرگز. آیا ماده برایش ساخته است؟ هرگز. اگر ماده سازنده آن بود، بایستی همگی پرندگان داشته باشند. چون ماده شعور ندارد که نیاز شب پره را به رادار تشخیص دهد و بی نیازی پرندگان دیگر را. تا به شب پره رادار بدهد و به دیگران ندهد. انسان که کاملترین موجود مادی است، اخیراً به رادار پی برده است. پس چگونه میشود ماده ابتدایی در جانوریکه بسیار از انسان پست تر است، به رادار پی ببرد؟! حقیقت این است که موجودی بسیار دانا و بسیار توانا که آفریننده ی این جهان و جهانیان است، رادار را از همان آغاز به وی عنایت کرده، موجود مقدسی که حکمتش اقتضاء کرد که هر جانوری را که آفرید، قدرت زیست و توانایی حفظ جان خود از خطر را به مقداری که ذات آن جانور اقتضاء کند و بتواند با موجودات دیگر جهان، هماهنگی داشته باشد، به وی عطاء فرماید.  امواج ماوراءصوت، امواجی است که تناوب و طول آنها به قدری زیاد است که گوش ما قادر به شنیدن آنها نیست لذا به آنها امواج ماوراء صوت گویند.

    تولید مثل در تك یاخته ها

    جانوران تک یاخته ای آنقدر کوچکند که جز بوسیله میکروسکوپ و ریز بین دیدن آنها ممکن نیست. آنها دهان ندارند ولی نفس می کشند وغذا می خورند انها پا ندارند ولی راه می روند هنگام حرکت افزوده ای در پیکر آنها پدید می آید آنرا در نقطه ای ثابت گذارده تن خود را بدنبال آن می کشند. آنها آنقدر ریزند که نمی توانند در پیکرشان تخمی تولید کنند یا در شکم باردار شوند بویژه اگر کثرت زند وزای انها را در نظر بگیریم.پس چگونه تولید مثل می کنند ؟! او این مشکل جهان هستی را نیز حل کرده است چون دارای دانشی بی پایان می باشد. او تولید مثل را در این جانوران تک سلولی بدینگونه قرار داده. نخست شکافی در تن آنها پیدا می شود. کم کم آن شکاف عمیق میگردد وجانور به دو بخش متساوی، تقسیم می شود. و یک فرد به دو فرد تبدیل میگردد واین روش همیشه ادامه دارد. آیا چنین فکری در مغز ماده راه می یابد،که خود را بوسیله تقسیم واعدام تکثیر کند واز موجود زنده ای بوسیله دو نیمه کردن،یعنی کشتن ، دو موجود زنده ،بسازد؟آیا ماده قادر است بوسیله انتحار خود دو تا مانند خود ایجاد می کند؟ ماده ایکه معدوم شد دیگر نمی تواند موجودی بسازد چون یکی که دو تاشد.یکی معدوم شده است

    اسفنج و مرجان

    اسفنج ومرجان ،در آب زندگی می کنند و از موجودات زنده آبی هستند که در نقطه ای ثابت می باشد وحرکت نمی کنند. اگر بگوئیم فصل مقوم حیوان ،حس وحرکت ارادی می باشد،اسفنج ومرجان ،حیوان نیستند واز سلسله نباتات بشمار می آیند. اگر بگوئیم فصل مقوم حیوان داشتن معده است. اسفنج ومرجان حیوان می باشند.از این رو دانشمندان روز آنها رااز سلسله حیوان ، قرار داده اند.در پیکر این جانوران دریائی بجز معده آنها جای خالی ندارد وپیکر آنها توپر می باشد تا بتوانند حیات خود را در برابر امواج آب حفظ کنند. در این جا مشکلی پیش می آید که تولید مثل در این جانوران چگونه بایستی باشد،چون در میان پیکر آنها جائی خالی برای بارداری ندارد ،زیرآنچه در معده بیاید جذب میگردد. ولی دانش بی پایان و قدرت نامحدود،فرمانفرمای خلقت ،این مشکل رانیز به آسانی حل کرده است . وتولید مثل را در این دو حیوان به شکل جوانه زدن ،در آورده است . نخست در پشت آنها جوانه ای پیدا می شود ،کم کم نمو می کند . وپس از رشد کامل ،در اسفنج از مادر جدا می شود وفردی مستقل می گردد. ولی در مرجان ،بیشتر ،ببدن مادر چسبیده میماند. وجوانه های کامل عشیره جمعیت زیادی را تشکیل می دهند که همگی از راه معده به هم مربوط می باشند،وشهری از مرجان راتشکیل می دهند.

    چرا زمین متلاشی نمی شود

    چند عامل اساسی برای متلاشی شدن کره زمین موجود است:آب دریاها در تابستان بخار می شود. به بالا میرود. در زمستان ،بصورت برف وباران ،باز میگردد.برفها در قله های کوهستانها انباشته می شود. در تابستان و بهار،آب شده،جریان پیدا می کند،قسمتی از آن به زمین فرومیرود .پاره ای از مخازن زیرزمینی برای گنجایش آبهای اندوخته تنگ می باشد.آب زمین را می شکافد ،به شکل چشمه بیرون می آید.بخشی از آبهای زیر زمینی در اثر حرارت داغ می شود ،بخارمی شود وخطر انفجار پیدا می کند... زمین ساعتی 180 هزار کیلومتر،فضا رابه گرد خورشید می پیماید وساعتی 1680 کیلومتر،مانند فرفره به گرد خود می چرخد. وبطور کلی،کره زمین مانند مهره ای است که چهارده حرکت گوناگون دارد که مؤثرترین عامل اضطراب وتلاشی وی می باشند. گاز ودمه هائی که در درون زمین ،متراکم شده،به شدت به آن فشار می آورند. ولی کره زمین هزاران سال است که باهمه این عوامل تخریب مبارزه کرده وهمچنان سرپا ایستاده است.چرا؟ سازنده زمین،هنگامی که زمین را می ساخت. همه آنرا یکجور قرار نداد.قسمتی از آنرا خاره و سخت قرار داد وآنرا را مانند شبکه در عمق زمین بهم متصل کرد،وما آنها را کوه می نامیم. ریشه های کوهها ،در اعماق زمین فرورفته و مانند اسکلت انسان استخوان بندی زمین را تشکیل می دهند. واز هم پاشیدن کره زمین جلوگیری می کنند.پس کوهها بزرگترین خدمت را به موجودات زنده روی زمین انجام می دهندچه اگر این کوهها نمی بودند زنده ای در زمین نمی ماند آیا جلوگیری از نابودی موجودات زنده،از هزاران ناحیه نشانه قدرت بی پایان او نمی باشد؟کوهستانها در تعدیل حرکات زمین،نیز تأثیر دارند.وآنهامانند لنگری هستند برای کشتی زمین،در اقیانوس بیکران فضا. کوهستانها دیواری هستند که از بادهای سرداقیانوس منجمد شمالی جلوگیری می کنندویا از شدت آنها می کاهند.چنانچه در کویرها دراثر نبودن کوه،به نمونه ای از طوفان های موحش وویران کننده برمی خوریم. کوهها در برابرگذشتن ابرها ،سدی هستند،تا آبهای آنها را در مخازن خود بریزند ونگهداری کنند و رودها راتشکیل دهند.اگر کوهی نبود،آب ابرها به هدر می رفت.آن وقت تکلیف زنده ها چه می شود؟! کوهها از درجات حرارت می کاهند وصولت گرما را می شکنند و نقاط ییلاقی و خوش آب وهوا ایجاد می کننند کوهها در کشور گرم حبشه ،وسرزمین هند مناطق سردسیری ایجاد کرده اند. کوهها در شکم خود،معادنی قیمتی می پرورانند وبرای ازدیاد ثروت بشر وآسایش وی عامل اساسی هستند. آیا باز هم می توان گفت که این جهان خداوندی دانا ،توانا ،حکیم،ندارد؟!

    ورید وشریان

    زندگی انسان بر دو پایه ورید (سیاهرگ) و شریان (سرخرگ) قرار دارد. اگر یکی از این دورگ، از میان برود، مرگ می آید. هر یک از این دورگ خاصیتی مخصوص دارند که بر خلاف خاصیت دیگری است. ورید اگر پاره شود- به زودی بهم آمده، وملتیم می شود. ولی شریان خاصیت ارتجاعی دارد اگر پاره شود بهم نمی آید بلکه از هم جدا می شود و جمع می شود و تولید خونریزی می کند که گاهی بسیار خطرناک می شود. کسی که انسان را ساخته است. خطر پاره شدن شریان را می دانسته، لذا شریان ها را در اعماق بدن، قرار داده البته بجز شریان نبض و گیجگاه، تا شریانها، از خطر پاره شدن دور باشند. ولی سیاهرگ یعنی ورید، چون خاصیت التیامی دارد وخطری، از جهت پاره شدنش، درپیش نیست، آنرا در اعماق بدن، نهان نکرده است. چون ورید در سطح بدن جای دارد.کمتر کسی در این زمان یافت می شود که وریدهایش در اثر آمپول، سوراخ نگشته و ملتئم نشده باشد. آیا اینجا قراردادن شریان و آنجا قراردادن ورید نشانه علم و قدرت و حکمت درساختمان پیکر انسان نمی باشد؟ اگرشریانها به جای وریدها قرار داشتند کمتر انسانی زنده می ماند.

    استخوان پرندگان

    آیا می دانید که استخوانهای پرندگان،میان تهی است وهوا،در درون آنها جا دارد؟چرا؟برای آنکه وزن آنها سبکتر گردد،وپرواز درهوا،برای آنها آسانتر باشد. در حدود دویست سال است که بشر خردمندوهشیار،به بالون پی برده است.وی مخزنی را،ازگاز پر می کند وبوسیله آن،در هوا پرواز می کند.این دانسته بشر،پساز مقداری تکامل علمی وترقی عقلی وی پیدا شد. آیا باورکردنی است که ماده بی شعوروبی دانش،هزارها سال پیش ازاین ،این دقیقه علمی را دانسته باشد وآنرا در استخوان پرندگان پیاده کرده باشد؟!،هرگز .عقل صحیح باور نمی کند. پی که چنین کرده است ؟ کسیکه که دانش نامتناهیوقدرت نامتناهی است کسی که دانش بشر از دانش او سرچشمه گرفته است وقدرت او ریشه همه قدرتها است.

    کسوف و خسوف

    شما می توانید با یک حساب ساده،به همه خورشیدگرفته وماه گرفته های گذشته وآینده پی ببرید. زیرااین دوپدیده کیهانی روش منظمی دارند درهر 18سال و11روز،دوره کسوف وخسوف تجدید می شود.واین کسوف دردوره کنونی درست در جای آن کسوف در دوره های گذشته و همچنین آینده قرار دارد. این تربیت منظم وبدون اشتباه راکه هزارها سال است.ادامه دارد وپیوسته تجدید می شود،عقل باور نمی کند که از روی تصادف باشد ومهندسی عالیمقام گرداننده آن نباشد. چون کمترین تغییری ،درآن داده نمی شود دو کار یکنواخت از طبیعت بی شعور ساخته نیست. شما حوادثی راکه بوسیله سیلها یا بادها بوجود می آید می بینید یکجورنیستند وگوناگون می باشند. پس چگونه طبیعت بی شعور می تواند به طور مکرر هزارها کار یکنواخت انجام دهد؟! چگونه غذا خورده می شودچگونه غذا خورده می شودغذائی که جویده شد،با ترشحات بزاقی دهان آمیخته می گردد وبه شکل مایعی در می آید.سپس به سرعت،ازحلق عبور نموده،داخل مری می گرددوبه معده تحویل داده می شود. عبور غذا ازحلق ،بایستی باشرایطی انجام شود.تا آن شرایط نباشد.عمل بلع انجام نمی شود.چرا؟چون مجاری دیگری بجز مجرای مری.دردهان موجود است که ا آنها بسته نشوند،غذا وارد معده،نخواهدشد.مانند مجرای تنفس،مجرای بینی،مجرای گوش،مجرای خارج. مأمورینی در دهان قرار داده شده اندکه بکایک این مجراها را می بندندتا بنده و جنابعالی غذا بخوریم. دریچه غضروفی ،مجرای تنفس رامی گیرد.زبان کوچک که به وضع افقی،جلوی مجرای بینی آویزان است.به ضمیمه چند تا از عضله ها،مجرای بینی وگوش را،مسدود می کنند.در این هنگام نوک زبان،به سقف دهان،تکیه می کندوغذا را به عقب میراند.تا از ریختن آن به خارج جلوگیری شود. سپس حنجره بالا می آید،وبه وسیله انقباض ماهیچه های حلق غذا به سرعت،از حلق،عبور نموده،واردمری می گردد،وعمل قورت دادن انجام می گیرد. عظمت وظائف این مأمورین دهان،از این جا معلوم می شود که اگر یکی از آنها،در اثر بیماری نتواند:انجام وظیفه کند.غذا داخل قصبته الریه خواهد شد.وچه رنجهائی در پی خواهد داشتو گاهی خطر مرگ دارد. اگر انقباض عضلات حلق محقق نشود،غذا در دهان می ماندوبلع حقق نمی شود. آیا چه کسی این مأمورین رابرای این وظیفه های دقیق گماشته است؟ چه کسی انجام این وظیفه ها را به آنها تعلیم داده؟ چه کسی وقت انجام را به این مأمورین خبرمی دهد؟ من وشما که از این کار ناتوانیم. انجام این وظائف ،کار شعور وعقل وادراک می باشد.پس ماده وطبیعت نیز از انجام آنها ناتوانند. پس جز او،کس دیگری فرمانفرمای این مأمورین نخواهد بود.او است که من وشما را آفریده .اوست که مأمورینی برای غذا خوردن ما گماشته . او است که آنها را راهنمائی می کند.

    کاهش خورشید

    دانشوران می گویند:روزی سیصدوپنجاه هزار میلیون تن،از حجم خورشید تبدیل به حرارت وانرژی می شود.پس در ماه چقدر از حجم خورشید کم می شود؟این مقدار راضرب درسی کنید.در سال وقرن چقدرخواهدشدحاصل ضرب آن به آسانی به دست می آیددشواری این جااست که هزارها سال است که روزانه این مقدار،از حجم خورشید کاسته شده ولی تاکنون ،کمترین کاهشی در نوروحرارت وی راه نیافته است. آیاحجم خورشید در آغاز چقدر بوده است که این کاهش روزانه،در هزاران سال تأثیری در آن نکرده است.وشاید هزاران سال دیگر ادامه داشته باشد. آیا هنگام ساختن خورشید،ماده می توانسته این حسابها رابکند وخورشید را آنقدربزرگ درست کند که باکاهش این مقدار در روز،هزاران سال در نورش وحرارتش کاستی پیدانشود؟هرگز. قدرتی بزرگتر از قدرت خورشید باید،تاآنرا ایجاد کند آن هم قدرتی که بادانش نا متناهی همراه باشد.واین قدرت واین دانش جز قدرت او ودانش او نمی باشد.

    دهان

    وقتی که غذا وارد دهان می شود.زبان آن را به زیر دندانها،هدایت می کند.دندانها به کار میافتند.وغذا رامی بُرند،ومیدرند،وخورد می کنند.در این وقت چشمه های ششگانه دهان به فوران می آیند وهر یک مایع مخصوصی ،از خود بیرون داده،بزاق را تشکیل می دهند.تا جویدن غذا را تکمیل کنند.آنگاه ،زبان غذاهای جویده شده رابه عقب رانده،وغذاهای جویده نشده رابدانها تحویل می دهدوهمان عمل تکرار می شود.زبان ،در کارخود،آنقدر ماهر استکه با آنکه پیوسته در جست وخیز می باشد بایستی همراه غذا پی درپی جویده شود ولی خود را از نیش دندانها نگهداری می کند.چنانچه بسیار کم رخ می دهد که کسی زبان خود رابجود.آری همه ی این کارها در ظرف چند ثانیه انجام می شود. ونوبت به لقمه ی دومین می رسد. آیا این وضع منظم را چه کسی در دهان ما به وجود آورده است؟خودمان؟نه.تصادف هم همگانی نمی شود که تمام انسانهاوحیوان های دهاندارودنداندار چنین باشد.ماده هم نمی تواند چوننه غذارا می شناسد ونه دندان ونه زبانرا،ونه چشمه های جوشان دهانرا. پس که کرده است؟ او،آری او.چون او کسی دیگر چنین دانش وقدرتی ندارد.

    ::  پیوست شده به موضوع : شگفتیهای آفرینش
    توسط محمد یزدانی در جمعه 6 مرداد 1391  ::  نظرات  ,